X
تبلیغات
رایتل



























بنی هاشم

ـ 

انجا که امام حسین(ع) دست به گردن فرزند برادر افکند و های های گریه کرد و قاسم دست و پای عموی عزیزش را میبوسید و التماس میکردکه اجازه رفتن به او داده شودو...

انجاکه امام حسین(ع) ازروی حسرت به قد قامت علی اکبرش نظر داشته،محاسن روی دست گرفته،سر به جانب اسمان بلند کرده و اشک از دیدگان حق بینش جاری گردیده و از انجا که به صورت میوه دل ام لیلی گذاشته و نزدیک بود روح از تنش مفارقت کندو...

انجاکه امام حسین(ع)به هنگام اذن جنگ خواستن ابوالفضل(ع) بلند بلند گریه کرد و انجا دست بر کمر گرفته و گفت:یا ابوالضل اینک بار غمت کمرم را شکست راه چاره و پیروزیم کم و امیدم از حیات تو و زندگی خویش قطع گردیدو ...انجا که با قامتی خمیده به سوی خیمه ها میامدو....

انجاکه امام حسین(ع)علی اصغرش را روی دست گرفت و برای او جامی اب از دشمن خواست و با تیره سه پهلو جوابش داده شد ویا انجا که بر در خیمه ها رفت و کودک شیرخواررا در اغوش گرفت که او را ببوسد و تیر حرمله نگذاشت و....

انجاکه امام حسین(ع)برای اخرین بار بر در خیمه ها امد و همه عزیزانش راصدا زد تا بیایند و بار دیگر او را ببینند....

انجا که عبدالله بن حسن در حالیکه بیش از یازده بهار از عمرش نگذشته بود با شنیدن ناله و اغربتای امام از خیمه بیرون امد و دوان دوان به سوی قتلگاه رفت و تلاش حضرت زینب در این رابطه بی نتیجه ماند و انجا که دست عبدالله در اغوش امام حسین قطع شد وبعد از ان...و...

و ان وقت که خورشید گرفت هوا تیره و تار گردید زمین کربلا به لرزه در امد و انگاه که دختر کبرای علی(ع)بالای"تل زینبیه"امد و برادر را زیر تیغ دشمن دیدو بر استغاثه او بر پسر سعد گریست و ام المصائب دست بر بر سر گذاشت و فریاد براورد"وامحمداو...."

انجا که اموال امام حسین (ع)را غارت کردند و خیمه ها را به اتش کشیدند و اطفال معصوم و بانوان پرده عفاف،در بدر بیابانها شدند جایی برای ربودن گوشواره ای گوش کودک بی گناه را دریدندو.....

و کربلا،کربلا،کربلا.......................

کتاب72 داستان از شفاعت امام حسین(ع)،ج 1،سید رضا حسینی الارزی،ص25،27،28

نوشته شده در پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388ساعت 01:21 ب.ظ توسط فرزانه سادات| 1 نظر|

Design By : Night Melody